ابراهيم عاملي ( موثق )

182

تفسير عاملي ( فارسي )

گفت : ليلى نيكوتر . « أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً » 31 مجمع : قرائت مشهور « متّكأ » با تشديد تاء و همزه ى آخر است . از امام باقر عليه السّلام نقل شده است بدون همزه ى آخر و از مجاهد نقل شده است « متّكأ » با تاء ساكن و بىتشديد جمع « متّكه » بمعنى ترنج . ابو الفتوح : متّكأ جاى تكيه است كه پشتى و بالش باشد . سعيد بن جبير و قتاده گفته‌اند بمعنى طعام و خوردنى است . و در اين خوردنى اختلاف كرده‌اند كه چه بوده است ، و بهترين اقوال اين است كه چيزى بوده است محتاج ببريدن بدليل جمله ى بعد كه براى هر يك كاردى آورده است . حسينى نوشته است : آماده كرد براى ايشان تكيه گاهى از بالشهاى لطيف يا مهيّا گردانيد طعامهاى پاكيزه يا بساخت مجلس طعام چه در خبر است : ايشان تكيه زده طعام ميخوردند . « فَلَمَّا رَأَيْنَه أَكْبَرْنَه » 31 فخر : بعضى گفته‌اند : يعنى چون يوسف را ديدند در نظرشان بزرگ آمد و بسيار مهم ، و بعضى ديگر گفته‌اند : « اكبرن » يعنى به عادت زنانه گرفتار شدند و هاى آخر ضمير نيست و هاى سكت است . و بيشتر مفسّرين گفته‌اند زيبائى يوسف موجب شد كه در نظر آنها بسيار مهمّ جلوه كرد ، و بعضى گفته‌اند : چون چهره ى فرشتگى و شكوه پيغمبرى او نمودار شد بىالتفاتى او به آن مجلس و خوردنيها و زنها با زيبائى چهره آنها را مبهوت و متحيّر كرد . « وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ » 31 غزّالى : نكته اى در اين جمله است كه زنى از ديدار يوسف بى خبر شد و درد دست بريدن احساس نكرد ، پس آنكه كلام حقّ درك كند چگونه درد جاندادن او را آزار خواهد داد ، و اگر بگويند چرا ديگر زنها دست خود بريدند و زليخا دست خود نبريد ؟ جواب داده‌اند چون يوسف را دوست داشت گفت براى عاشق جايز نيست وسيله ى جدائى و كارد دست بگيرد ، از اين جهت كارد بدست نمىگرفت . علَّت ديگر آن است كه چون او يوسف را زياد ديده بود آن اثر كه